X
تبلیغات
رایتل

آرمان عدالت

جنگ نرم و عدالت اقتصادی(5): مبارزه با مبانی فکری رفاه زدگی

 نباید تصور کرد مبارزه در جنگ نرم اقتصادی و به خصوص مبارزه با جنبه رفاه طلبی آن، به معنی کنار نهادن نعمات الهی و محصولات دانش بشری است؛ قطعاً اینها همه آفریده خدا برای استفاده انسان و دیگر موجودات است، و البته باید انسان از آن بهره ببرد تا شاکر خداوند باشد. بلکه مقصود این است که دنیا نباید هدف انسان قرار گیرد. دنیا فقط محل گذر و آزمون انسان است. در همه امور زندگی و از جمله برخورداری از نعمات الهی، لازم است انسان با محوریت توحید حرکت کند؛ یعنی اینکه هرجا کمترین انحرافی از راه حق و صراط الهی بود، باید توقف نمود. یعنی این که برای دستیابی به هدف، نمی توان دروغ گفت. نمی توان حق دیگران را پایمال کرد. هیچ توجیهی برای برخورداری از رانت قابل قبول نیست. حتی فردی که گمان می کند برای یک هدف مقدس می خواهد کار اقتصادی کند، حق ندارد از اصول و خطوط قرمز پروردگار عبور نماید. هیچ کس در هیچ شرایطی حق ندارد دین الهی را زیر پا گذارد تا مثلاً به هدفی که گمان می کند به نفع دین یا به صلاح مسلمین است، برسد؛ چه رسد به اینکه با هدف کسب منفعت شخصی اقدام به شکستن حریم های الهی نماید.
 هیچ کدام از ما علم غیب ندارد تا بداند این کاری که می کند، واقعاً به صلاح دین و به صلاح مسلمین یا نظام اسلامی هست و یا نه؟ هیچ کس نمی داند فردا چه اتفاقاتی خواهد افتاد، و آن تافته ای که ما بافته ایم چه صورتی پیدا خواهد کرد. در واقع همه ما بر اساس ظنّ و گمان عمل می کنیم. حتی دقیق ترین یافته های علمی و تجربی نیز بر مبنای ظنّ و گمان است. البته میزان ظنّ آن ممکن است کم و زیاد باشد. اما باید دانست آیه شریف قرآن می فرماید: ظن و گمان کفایت از حق و حقیقت نمی کند(سوره مبارکه یونس: 36). امّا اصول دین حق بر مبنای قطع و یقین است. وقتی دین گفته است دروغ حرام است، وقتی دینِ حق، بیان کرده است که هیچ کس با هیچ توجیهی حق ندارد به بیت المال دست درازی نموده و بیش از حق خود برداشت نماید، پس اگر کسی گمان کرد، و تصور کرد که مثلاً صلاح در این است که برای انجام فلان کار، فلان دروغ گفته شود، و یا از فلان منابع بیت المال به نفع فلان گروه بهره برده شود، باید به وی گوشزد کرد اینها ظن و گمان است، که در مقابل حق و حقیقت دین نباید و نمی تواند قرار گیرد. نگاه مصلحت اندیشانه یک انحراف فکری است. انحرافی است که بر مبنای مغالطه ای صورت گرفته است. البته باید توجه کرد اینکه نسبت به امور مختلف نوع نگاه و نوع تصمیم گیری برخواسته از حکمت و مصلحت باشد، با اینکه نگاه مصلحت اندیشانه باشد، خیلی تفاوت می کند. نگاه ناشی شده از حکمت و مصلحت برای رسیدن به حق و حقیقت است. لذا هر عملی که موجب دور شدن از اصل هدف شود، انحراف بوده و دنبال نخواهد شد. در حالی که در نگاه مصلحت اندیشانه، خود مصلحت هدف قرار خواهد گرفت. همچنان که در نگاه رفاه طلبی خود رفاه می شود هدف و مقصود. و این بسیار خطرناک است. ملاحظه می شود که این مبانی فکری غلط در تضاد با اصل اساسی عدالت و حق است، و برای تحقق حق و عدالت اندیشه و مبانی فکری باید اصلاح شود
محمد ساجدی و محمدرضا آرمان مهر

عدالت در ادبیات(2): مثال هایی از نوشته های ادبی

عدالت را شاید بتوان یکی از اصلی ترین سرچشمه‌های شکل‌گیری جریان‌‌های ادبی دانست. حال اگر دریچۀ چشم خود را با عینک عدالت به سوی ادبیات برگردانیم به جرأت می‌توان گفت در اکثر آثار ادبی مسئله عدالت جایگاهی ویژه دارد و ادبا و رمان‌نویسان عدالت را جوهره و شالوده اکثر آثار خود قرار داده‌اند. از نوشته‌‌های محسورکننده «داستایوسکی» و «چخوف» و «پوشکین» و «گورکی» در روسیه تا رمان‌‌های تحسین برانگیز فرانسوی همچون نوشته‌‌های «سلین» و «فلوبر» و «پروست» و از آثار تحیر برانگیز «گوته» و «نیچه» در آلمان تا نوشته‌‌های شیرین و خاطره‌انگیز نویسندگان انگلیسی همچون «شکسپیر» و «چارلز دیکنز» و «تامس هاردی»، همه و همه دارای بازتابی خاص و معنادار از عدالت‌اند. عدالتی که در زمینه آن جامعه و فرهنگ ریشه داشته و با تعاریف آن دیار چهره خود را به مردم می‌نمایانده است. اما به طور قطع باید گفت که قرار دادن انواع عدالت‌‌های مطروحه در یک چارچوب کاری دشوار است. 
پرداختن به موضوع عدالت کاری است که متاسفانه تاکنون در حوزه علوم انسانی به صورت تخصصی و چشمگیر بدان پرداخته نشده است. حوزه ادبیات نیز چنین است، چرا که هیچ کار شاخص تحلیلی، و بررسی دقیق علمی در کشور در حوزه ادبیات با موضوع عدالت انجام نشده است. از این روست که معرفی و ترجمه برخی مقالات و پژوهش‌‌های انجام‌شده در این حوزه با محوریت عدالت کاری لازم و ضروری می‌نماید. چرا که اولاً محققین با کارهای شاخص انجام‌شده در این حوزه آشنا می‌شوند. و از سوی دیگر، نحوه پرداختن و تحلیل این موضوع را از سوی اندیشمندان غربی مورد بازبینی قرار می دهند. این نکته خالی از لطف نیست که موضوع عدالت در حوزه ادبیات زمینه‌ای است که جای کار بسیار دارد. چه اگر در این زمین حاصلخیز با بذر‌‌های مرغوبی کار شود ثمری خواهد داد که عطر آن روشنی‌بخش جان‌‌ها و بیدارکننده دل‌‌ها خواهد بود. عدالت موضوعی نیست که مختص به یک مکان یا زمان خاص باشد. بلکه امری فطری است و فصل مشترک بین انسان‌هاست. این مسئله از طرفی کار را آسان و از سوی دیگر آن را مشکل می‌کند. از آن‌جا که همه انواع بشر به طور فطری و غریزی به مسئله عدالت به عنوان یک حق نگاه می‌کنند، از این رو مخاطب عام خواهد بود. و از سوی دیگر پرداختن به این موضوع با یک دیدگاه علمی و با تعاریف مشخص کار را مشکل خواهد کرد، چرا که تعاریفی که از عدالت موجود است‌ گاه همسو و در موارد زیادی متضاد یکدیگرند و شاید نتوان در تعاریف به یک زبان مشترک رسید. به عنوان مثال چیزی را که عده‌ای حق مسلم می‌دانند عده‌ای دیگر آن را کاملاً نفی کرده و در برابر آن می‌ایستند. 
با این تفاسیر سه محور اصلی در این بحث در نظر گرفته شد که عبارتند از: عدالت شاعرانه، عدالت اجتماعی و عدالت در شکل آرمانی خود (عدالت اتوپیایی). در بحث عدالت شاعرانه مقاله‌ای از «جانتان کرتزر» آورده شده است که در آن ایده‌‌های اصلی زیبایی‌شناختی عدالت چه در ادبیات و چه در سایر حوزه‌‌ها تبیین شده است و به این مسئله پرداخته شده که عموماً آیا مفهومی کلی همچون عدالت نیازمند تبیین زیبایی‌شناختی هست یا خیر. در ادامه در مقاله دیگری با عنوان داستان و عدالت به کارکرد تعاریف عدالت در حوزه اجتماعی و بازتاب آن در ادبیات پرداخته شده است و اینکه در عدالت فردی نیز عنصری ادبی همچون داستان می‌تواند تاثیرگذار باشد و برای تکمیل این بحث تخلیصی از کتاب رمان‌‌های اعتراض در قرن ۱۸ انگلستان بدون تصرف آورده شده تا مخاطب در این حوزه نیز به تعریف و تحلیلی درست از این جنبه مطرح شده عدالت در ادبیات نیز آگاه گردد. و در ادامه مقاله‌ای با بررسی دو اثر معروف ادبیات با عنوان‌‌های «آرمان‌شهر» اثر «سر تامس مور» و «سفر‌‌های گالیور» اثر «جاناتان سوئیفت» به عدالت از منظر متعالی و آرمان‌شهری آن پرداخته می‌شود. در حوزه عدالت در ادبیات در بحث نظری اثری مطرح و مشخص به صورت ترجمه‌شده وجود ندارد که بتواند نظریات نویسندگان کشور‌‌های دیگر را به مخاطب ایرانی معرفی کند. اگر چه باید انصاف را رعایت کرد و گفت رمان‌هایی که ترجمه می‌شوند‌ گاه به مضامین عدالت پرداخته‌اند اما این را هم باید در نظر گرفت که حق مطلب ادا نشده­است. 
سعید محمدی. تلخیص و ویرایش: محمدرضا آرمان مهر

عدالت در ادبیات(1): غفلت ادبیات از عدالت اجتماعی

مفهوم عدالت در هر زمینه و جایگاهی تعریفی متفاوت به خود می‌گیرد تا آن‌جا که عده‌ای عدالت را چونان دستاویزی برای منافع خود تعریف کرده و بدان ردای دلخواه خود را می‌پوشانند. اما برای تحقق این مفهوم متعالی که بشر از آغازین روزهای حیات فردی و اجتماعی خود گرایشی فطری بدان داشته، باید ابتدا به تعریفی واحد رسید تا شاید بتوان آن را به بحث گذاشت. کلی بودن این مفهوم در بعضی از تعاریف کار را مشکل‌تر می‌کند، چرا که همچون مفاهیم دیگری چون آزادی هر نحله و جریان و تفکری آن را باب میل خود تعریف و تفهیم می‌کند. با این حال اگر به تعریفی واحد دست یابیم باز آن تعریف در زمینه‌‌های مختلف شکل خود را تغییر داده و تعاریف جدیدی را بازتولید می‌کند. شاید بتوان در اقتصاد یا اجتماع و یا سیاست از عدالت یک مفهوم را دید اما قطعاً شکل و شمایل آن به یک سیره و صورت نخواهد بود. به عنوان مثال عدالتی که در اقتصاد با عنوان عدالت اقتصادی مطرح می‌شود در عمل خود را به صورت رفاه به مردم نشان خواهد داد و یا عدالتی که در اجتماع مورد بحث قرار می‌گیرد با عنوان عدالت اجتماعی خود را در برابری افراد در برابر قانون و آزادی اجتماعی نمایان خواهد کرد. می‌بینیم که اگر چه این تعاریف از منظر ماهوی با یکدیگر تفاوتی ندارند اما در عمل و در صورت با یکدیگر متفاوت خواهند بود. از این رو عدالتی که ما در ادبیات با آن روبه‌رو می‌شویم نیز از این قضیه مستثنی نیست.  عدالت را شاید بتوان یکی از پایه‌‌های اساسی و یکی از اصلی ترین سرچشمه‌های شکل‌گیری ادبیات و جریان‌‌های ادبی دانست. سه محور اصلی در این بحث در نظر گرفته شده است که عبارت‌اند از عدالت شاعرانه، عدالت اجتماعی و عدالت در شکل آرمانی خود(عدالت اتوپیایی)(سعید محمدی).  
 ادبیات هم مانند بسیاری از بخش‌ها از موضوع عدالت اجتماعی غفلت کرده است و ردپایی از این بحث در آن نمی‌بینیم. البته بسیاری معتقدند وظیفه ادبیات پرداختن به این موضوعات نیست، اما اتفاقا لازم است ادبیات در پرداختن به مفهوم عدالت اجتماعی حضور پررنگی داشته باشد و این موضوع را دستمایه محتوای آثار کند. متاسفانه برخی از اثار ادبی ما که ادعای به‌روز بودن دارند شخصیت‌ها و ماجراها را طوری می‌نویسند که با اتفاقات و زندگی امروز ما تفاوت دارد. امید است نویسندگان هم به‌خصوص در حوزه ادبیات داستانی بیشتر به عدالت اجتماعی توجه کنند و تصور نکنند موضوع عدالت اجتماعی یک موضوع تئوریک است که تنها در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود یا در سخنرانی مقامات برای معرفی خود و اقداماتشان آورده می‌شود. عدالت اجتماعی مفهومی فراگیر است که باید در ادبیات هم تجلی پیدا کند.(رضا رسولی).