X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

آرمان عدالت

مروری بر چالش در مصادیق (2): تورم نفتی و عدالت در ایران

در علم اقتصاد گفته شده است که تورم استاندارد حدود ۳ درصد و تورم قابل قبول هم زیر ۱۰ درصد است. تورم بالای ۲۰ درصد هم از جمله تورم‌های سنگین به حساب می‌آید که پیامدهای منفی زیادی را برای اقتصاد به همراه دارد. تورم‌های بالای ۲۰ درصد نشانه‌ای از ابتلای اقتصاد به رکود تورمی است که درعلم اقتصاد بدترین بیماری محسوب می‌شود. همچنین می‌‌گویند تورم، مالیاتی است که فقرا به اغنیا می‌پردازند، اگر این کلی را با این کلیت باور کنیم و اگر گزارش تورم ۷۶ سال گذشته را که بانک مرکزی منتشر نموده مبنا قراردهیم به‌طور متوسط در طول این ۷ دهه، سالانه فقرای ایران ۲۰ درصد مالیات به ثروتمندان داده‌اند و همین برای تحلیل دلایل شکاف طبقاتی و افزایش فاصله فقیر و غنی کافی است.
 بررسی جدول ۷۶‌ساله تورم در ایران نشان می‌دهد که تورم دردی مزمن در ساختار اقتصاد ایران است و اگر چه در برخی سنوات تورم پایین نزدیک به صفر هم داشته‌ایم، اما با این حال هیچ دولتی نتوانسته است معضل تورم را به‌صورت ساختاری و برای همیشه حل کند. دولت‌ها در برخی مواقع توانسته‌اند تورم را به‌صورت نسبی و مقطعی به کنترل خود درآورند ولی پس از گذشت یکی دو سال دوباره عنان تورم از دست دولت خارج شده و گاه تا مرز ۵۰ درصد هم پیش رفته است. اگر از ابر تورم سال ۱۳۲۲ که ناشی از پیامد اشغال ایران در جنگ جهانی دوم است، چشم‌پوشی کنیم و تورم‌های دیگری مانند تورم ۴۹ درصدی سال۷۴ و تورم بالای سال پایانی ریاست جمهوری احمدی نژاد را هم نادیده بگیریم، تورم درایران اغلب دو رقمی و به‌طورمیانگین حدودا ۲۰ درصد بوده است که چنین تورمی از نظرمعیارهای جهانی تورم بالایی به حساب می‌آید. همچنین بررسی این جدول نشان می‌دهد که ایران بخصوص از دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی که ناگهان با افزایش درآمد نفتی روبه‌رو شده با تورم‌های سنگین‌تری مواجه شده است و از این دهه تاکنون نتوانسته‌ایم از شر این تورم‌های سنگین رهایی پیدا کنیم. به نظر می‌رسد نفتی شدن اقتصاد ایران و دسترسی آسان دولت به پول نفت نقش مهمی را در بالا بردن پایه تورم در ایران از دهه۵۰ شمسی به این سو داشته است و هنوز هیچ دولتی نتوانسته است ایران را از بیماری تورم نفتی نجات بدهد.

به همین موازات هم می‌توان نتایج تورم‌های پی در پی در اقتصاد ایران را ملاحظه کرد. رشد و رونق دلالی به جای شغل‌های موثرتر و درعوض رکود تولید و صنعت کشاورزی از جمله پیامدهای مستقیم تورم‌های بالای ۲۰ درصد است. رکود تورمی خودبه‌خود به کاهش اشتغال وافزایش فقر و شکاف طبقاتی منجر می‌شود و درهمان حال که برخی افراد دلال ازسودهای بادآورده به واسطه تورم سنگین بهره می‌برند، درسوی دیگرطبقات متوسط و متوسط به پایین بیشترین سختی‌ها را متحمل می‌شوند. جالب اینجاست که در دهه‌های گذشته همه دولت‌ها از تورم به‌عنوان درد مزمن یاد‌کرده و عزم خود را هم برای ریشه کن کردن تورم ابراز کرده‌اند اما درپایان کارشان، کارنامه چندان قابل قبولی نداشته‌اند. هیچ دولتی نتوانسته است تورم را با کمتر از ۱۰ درصد به دولت بعد ازخود تحویل دهد که نشانه عدم تلاش جدی دولت‌ها برای ریشه کنی تورم است. تورم در دنیای امروز به مانند بیماری کشنده است که راه درمان آن برابر کردن هزینه و درآمد کشور، دوری از درآمدهای رانتی و اتکای دولت به درآمد مالیاتی برای تامین هزینه‌های جاری است. در ایران اما این راه به‌خاطر هزینه‌هایی که دولت‌ها احساس می‌کنند برایشان به همراه دارد، چندان مورد توجه دولت‌ها نیست و در عوض ترجیح می‌دهند پول نفت را که آسان به‌ دست می‌آید، تام و تمام خرج کنند. تا این پول آسان هست شاید راندن تورم در ایران به زیر ۱۰ درصد هم آرزویی بیش نباشد. این عوامل همه به بی عدالتی اجتماعی دامن زده است، طوری که عدالت هم به صورت سرابی باقی مانده است(انشاالله در یادداشت های بعدی به ریشه اصلی تورم که نقش پول در اقتصاد است، پرداخته خواهد شد، چیزی که اگر اصلاح شود، به جای درمان، به پیشگیری روی آورده ایم).
سیدجواد سیدپور
محمدرضا آرمان مهر

برچسب‌ها: عدالت، تورم، justice، inflation

تصویر عدالت(1)

توضیحات تصویر زیر که از تصاویر معروف در زمینه فقر است، در زیر آن درج شده است. احساسی که این تصویر به انسان می دهد می تواند بسیار عمیق باشد و چیزهایی را به ذهن بیاورد. از شکمبارگی عده ای تا گرسنگی عده ای دیگر. از ریختن گندم به دریا توسط برخی کشورها تا نداشتن نان شب در برخی دیگر از کشورها. از تقابل ثروت سرمایه داران با فقر محرومان. اما هر چه هست یک نکته را به ما گوشزد می کند که : نکند ما هم مسوول باشیم و مورد بازخواست قرار بگیریم؟ گاهی به نظر می رسد کمینه وظیفه ما اطلاع رسانی و حتی فریاد زدن در این باره باشد.

از قلّه ثروت تا درّه فقر

در مباحث عدالت اقتصادی مطرح می شود که دره های فقر در کنار قله های ثروت ایجاد می شود. و برای پر شدن دره های فقر چاره ای نیست جز خرد کردن قله های ثروت و ریختن آن در دره های فقر. در ادبیات دینی ما نیز گناه فقر و نداری مستمندان به گردن ثروتمندان و سرمایه داران نهاده شده است، چرا که اگر ثروتمندان حقوق فقرا را بدهند دیگر فقیری باقی نخواهد ماند. اگر عدالت را به عدم فقر تعریف کنیم، جامعه زمانی با عدالت اجتماعی مواجه است که هیچ کدام از اقسام فقر، چه فقر مطلق و چه فقر نسبی در آن نباشد. مقایسه دو مورد زیر می تواند تفاوت فقر و ثروت را نمایش دهد(بر روی عنوان کلیک کنید):

فقر در خراسان جنوبی

خانه بیل گیتس

برچسب‌ها: قله فقر، قله ثروت