آرمان عدالت

چالش در مصادیق(2): تورم امروز ایران

همان طور که وعده داده شده بود هر از گاهی، وبلاگ یکی از مصادیق اجتماعی را به نظر می گذارد تا عادلانه یا غیرعادلانه بودن آن بررسی شود. موضوع تورم یک موضوع با چالش های بسیار در بین دانشمندان علوم به خصوص دانشمندان علم اقتصاد است. حتی برخی اقتصاددانان تورم ملایمی را شرط ایجاد رشد اقتصادی تلقی می کنند. اما  همگی اتفاق نظر دارند که تورم لجام گسیخته ضد رشد اقتصادی است. در شرایط کنونی کشور که تورم نسبتا شدیدی ایجاد شده است این امر از این جنبه ها غیر عادلانه به شمار می رود:
1.این مطلب که تورم شدید رشد اقتصادی را کاهش می دهد، در درازمدت سبب کوچک شدن کیک اجتماعی رشد می شود و تغذیه اقشار متوسط و محروم از کیک اجتماعی مشکل تر خواهد شد.
2.ثروتمندان اموال ثابت زیادی دارند(مثل زمین، ساختمان و...)،در حالی که فقرا از این اموال بهره زیادی ندارند، در شرایط تورمی، چون اموال ثابت رشد بیشتری دارد، تورم از این نظر نیز به نفع ثروتمندان و به زیان محرومان جامعه است.
3. تورم شدید برای دستمزدبگیران با حقوق ثابت، زیان زیادی دارد، زیرا حقوق آنها طی قراردادهایی سالانه پرداخت می شود و معمولا مطابق با تورم در بین سال تعدیل نمی شود. بنابراین دستمزد حقیقی این اقشار کم می شود و از تورم آسیب جدی می بینند.
به نظر می رسد که باید به هر ترتیب فکری برای کنترل این معضل داشت، در مجموع اقتصاددانان معتقدند که تورم، مالیاتی است که دولت از فقرا می گیرد و به ثروتمندان می پردازد. نظرات خوانندگان محترم بر غنای بحث می افزاید. البته با توجه به اهمیت این موضوع بررسی ابعاد این موضوع در یادداشت های بعدی انشاءالله ادامه خواهد داشت.
محمدرضا آرمان مهر

برخی سطوح و ابعاد فقر

فقر از جنبه های مختلف مورد بررسی اندیشمندان بوده است، و سطوح زیر را مطرح کرده اند:

1.فقر مبتنی بر نیازهای اساسی: رایج‌ترین رویکرد در تعریف فقر، مشخص ساختن نیازهای اساسی انسان می‌باشد. مهم‌ترین نیاز اساسی، مواد غذایی لازم برای دریافت سطحی از انرژی غذایی است. پایین‌ترین و مهم‌ترین سطح فقر، فقر غذایی می‌باشد. پس از آن، محرومیت در دریافت سایر نیازها مثل پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش مطرح می‌گردد.

2.فقر مطلق و فقر نسبی: فقر مطلق تعریفی از ادامه بقا و یا کمینه زندگی است. مجموعه کالاها و خدماتی است که برای حیات یک خانواده ضروری است، و مرز بین فقیر و غیرفقیر در نظر گرفته می‌شود. فقر نسبی پایین بودن درآمد فرد از متوسط درآمد جامعه می‌باشد (Schiller,2001:16-17). فقر نسبی یک مفهوم قراردادی بوده و در جوامع مختلف تعاریف متفاوتی دارد.

3.فقر انسانی: این نوع فقر که در قالب شاخص فقر انسانی (HPI: Human Poverty Index) تبلور می یابد، براساس میزان محرومیت افراد جامعه در سه زمینه اساسی زندگی، یعنی طول عمر، دانش و آگاهی و سطح زندگی قابل قبول بنا نهاده شده است.

4.فقر قابلیتی: در این نگرش، فقر فقط پایین بودن درآمد نیست، و از آن به عنوان محرومیت از قابلیت‌های اساسی یاد می‌شود. برنامه‌های مبتنی بر فقر قابلیتی تلاش دارند تا زمینه‌های پیدایش فقر را کاهش داده یا نابود کنند. گسترش آموزش عمومی، بهداشت و درمان و به عبارت دیگر ارتقای کیفیت زندگی از طریق بهبود شاخص‌های توسعه انسانی از بهترین راهکارها در این زمینه معرفی شده‌اند.

ملاحظه می شود که فقر در ابعاد کمّی و کیفی مورد توجه متفکران بوده است. از نشانه های اصلی تحقق عدالت اجتماعی رفع انواع مختلف فقر است. سوال جدی درباره کشور ما این است که کدامیک از این مراتب فقر در کشور بیشتر وجود دارد؟ آیا باید مبارزه با یک نوع خاص مورد اولویت قرار گیرد؟ از کجا باید شروع کرد؟

محمدرضا آرمان مهر

مقدمه ای بر معضل فقر در ایران

فقر پدیده شومی است که در تاریخ بشری قدمت دیرینه دارد. معضلی بزرگ و بیماری صعب‌العلاج که ذهن و اندیشه بسیاری از سیاست‌مداران و دانشمندان را به خود معطوف نموده است. فقر از ساده‌ترین و ملموس‌ترین سطح یعنی تخریب و تضعیف جسم انسان خود را نشان داده و تا بالاترین سطح، تکامل بشری را با تهدید جدی روبه‌رو ساخته است. در کشور ایران به دلایل متعددی، سیاست‌های فقرزدایی بدون داشتن یک قطب‌نمای صحیح پیگیری شده است و این تا حد بسیاری می‌تواند معلول عدم شناخت صحیح عوامل فقر و وضعیت فقر در کشور و در جهان باشد.
از زمانی که «فلسفه فقر» توسط پرودون در 160 سال پیش به نگارش درآمده و در آن فقر، ناشی از عدم اعتنا و اجرای عدالت جامعه به ارزش کار مردم دانسته شده است، مدت طولانی جهت شناخت فقر می‌گذرد. تلاش‌های بسیاری در این راستا صورت گرفته است، اما همچنان مشکل باقی است. حتی جوابیه کارل مارکس به پرودون در قالب «فقر فلسفه» به این مسئله مهم اشاره دارد که تا زمانی که خود شناخت فقر دچار مشکل باشد نمی‌توان فهمید فقر چیست و فقیر کیست و چه سیاست‌هایی را برای حل آن اتخاذ نمود (رئیس‌دانا، 2:1379). در ادبیات دینی ما نیز از مرگ تعابیری مثل «مرگ سرخ» شده است، که خود گویای زیان های زیادی است که این معضل می تواند برای فرد و جامعه داشته باشد. برای درمان این بیماری در کشور، ابتدا باید آن را شناخت و سپس به تجویز داروی مناسب اقدام کرد. در یادداشت های بعدی این موضوع پیگیری می شود.

محمدرضا آرمان مهر