X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

آرمان عدالت

معیار ترکیبی درباره عدالت

مطابق این نگرش  می توان ترکیبی از دو یا چند معیار را مبنای توزیع عادلانه قرار داد.به نظر می رسد اگر معیار ترکیبی به صورت منطقی انتخاب شود کارایی بیشتری از معیارهای یک جانبه خواهد داشت. به عنوان نمونه می توان به معیار زیر اشاره نمود:

 حداقل رفاه بر اساس معیار قابلیت تعیین شود. برابری مستلزم آن است که کسی مبتلا به فقر نباشد، اما پس از تحقق این هدف معیارهای مبتنی بر قابلیت را می توان اجرا نمود،(برابری در آغاز،آنگاه قابلیت) این نگرش تلفیقی با مرام فکری شکل گرفته در جامعه آمریکا نسبت به مسائل توزیع درآمد در سال های ۱۹۷۴ به بعد نزدیکی بیشتری دارد، یعنی این نگرش که آنهایی که تولید بیشتری دارند باید درآمد بیشتری داشته باشند، اما هیچ فردی نباید پایین تر از کمینه استاندارد مصرفی قرار گیرد.(ماسگریو،۱۳۷۲:۱۲۷) مثل فراهم کردن حداقل معیشت برای همه، توزیع شیر در بین همه مردم، آموزش های رایگان همگانی و... اینها مواردی است که کمینه استاندارد مصرفی را تامین می نماید. در مرحله بعدی می توان فضای رقابتی را بین عموم مردم گسترش داد تا هر فردی بر اساس تلاش و ذکاوتی که دارد در جامعه به کسب درآمد بپردازد. این معیار ترکیبی برای جوامع درحال توسعه و جهان سوم مناسب تر خواهد بود، چرا که در این جوامع تعداد زیادی از افراد در زیر خط فقر قرار دارند.

داستان عدالت(14): عدالت نسبت به خانواده

 ایام عید بود. در این ایام زنها جواهرات و زیورآلات خود را مورد استفاده قرار می دهند. دختر امام علی (ع) ام کلثوم به خزانه دار بیت المال پیام فرستاد و گفت: اگر در بیت المال از جواهرات چیزی نزد تو است به صورت امانت برای من بفرست تا در روزهای عید استفاده کنم بعداً پس می دهم. خزانه دار که شیدای خالص و پاک بود و علاقه زیادی به امام علی (ع) داشت، اطاعت کرد و گردنبندی برای ام کلثوم فرستاد. روزی حضرت وارد خانه شد و گردنبند قیمتی را در گردن دخترش دید.
فرمودند: این را از کجا آورده ای؟ عرض کرد: از بیت المال به امانت گرفته ام. حضرت اعتراض کرد و سپس گردنبند را از او گرفت و به خزانه دار برگرداند و او را نسبت به کاری که انجام داده بود تهدید کرد. و فرمود: اگر دخترم این را به امانت نگرفته بود دستش را قطع می کردم.
منبع : « بیست داستان و چهل حدیث گهربار از حضرت علی (ع) »

داستان عدالت(13):عقیل و آهن تفتیده

عقیل برادر حضرت علی (ع) برای اینکه حقوقش را زیاد کند از ایشان دعوت کرد که به خانه اش برود. روزی حضرت علی (ع) به خانه برادر نابینایش رفت. عقیل خوراک مختصری تهیه کرد و وضع خانه و زندگی فقیرانه خود را به حضرت علی (ع) نشان داد و عرض کرد: این حقوقی که از بیت المال می گیرم کم است و جواب مخارجم را نمی دهد، خواهش می کنم به من پول بیشتری بپرداز! 
حضرت فرمودند: معلوم می شود مال زیادی داری که دیگران را مهمان می کنی، سپس حضرت میله آهنی را داغ کرد و آن را به طرف عقیل دراز کرد، عقیل فکر کرد امام می خواهد پولی به او بدهد، با خوشحالی دستش را دراز کرد که پول را بگیرد، اما عقیل از داغی میله دستش را عقب کشید و گفت: برادر چه می کنی! می خواهی مرا بسوزانی!  
حضرت فرمودند: تو که از آتشی که مخلوق روشن کرده است می ترسی، چگونه من از آتش جهنم ترس نداشته باشم و ناله نکنم؟ تو که تاب تحمل آتش دنیا را نداری چگونه حاضر می شوی که برادرت در آتش دوزخ بسوزد؟ در استفاده از بیت المال هیچ فرقی میان تو و دیگران نیست. بالاخره عقیل تحمل نیاورد و به دربار معاویه در شام رفت تا از او کمک بگیرد.
منبع : « بیست داستان و چهل حدیث گهربار از حضرت علی (ع) »