X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

آرمان عدالت

شعر عدالت(۱): عدالت فردی، نقطه عزیمت

فقدان عنصر عدالت در انسان، وی را به تدریج به سوی ظلم و بی عدالتی سوق می دهد. اگر فرد خود را اصلاح نکند، به ورطه حیوانیت خواهد افتاد، و ممکن است از حیوان هم پست تر شود. عدالت فردی آن است که فرد مرتکب گناهان کبیره نشود و بر گناه صغیره هم اصرار نورزد. البته در صورتی که عدالت فردی به طور فراگیری رعایت شود در بلندمدت می توان امیدوار بود که عدالت اجتماعی نیز محقق شود. اما اگر تک تک افراد جامعه به سوی ظلم گرایش یابند، روشن است که رسیدن به عدالت اجتماعی تنها یک سراب خواهد بود. شعر طنز زیر (سروده فیروز بشیری) حکایت افرادی است که با زیر پا نهادن جوهر انسانی خود و فرورفتن در باتلاق گناهان از عدل به ظلم و از سریر انسانیت به مقامی پایین تر از حیوانیت نزول می کنند.
روزی به رهی مرا گذر بود                   خوابیده به ره جناب خر بود
از خر تو نگو که چون گهر بود                چون صاحب دانش و هنر بود
گفتم که جناب در چه حالی                 فرمود که وضع باشد عالی
گفتم که بیا خری رها کن                    آدم شو و بعد از این صفاکن
گفتا که برو مرا رها کن                      زخم تن خویش را دوا کن
خر صاحب عقل و هوش باشد              دور از عمل وحوش باشد
نه ظلم به دیگری نمودیم                    نه اهل ریا و مکر بودیم
راضی چو به رزق خویش بودیم             از سفرۀ کس نان نه ربودیم
دیدی تو خری کشد خری را؟               یا آنکه برد ز تن سری را؟
دیدی تو خری که کم فروشد ؟             یا بهر فریب خلق کوشد ؟
دیدی تو خری که رشوه خوار است؟      یا بر خر دیگری سوار است؟
دیدی تو خری شکسته پیمان؟             یا آنکه ز دیگری برد نان؟
  یا آنکه خری ز روی تزویر                  خرهای دیگر کشد به زنجیر؟
خر دور ز قیل و قال باشد                   نارو زدنش محال باشد
تزویر و ریا و مکر و حیله                     منسوخ شدست در طویله
دیدم سخنش همه متین است            فرمایش او همه یقین است
گفتم که ز آدمی سری تو                   هرچند به دید ما خری تو
برچسب‌ها: شعر عدالت، Poem of Justice

«عدالت اقتصادی»، با نفت یا بدون نفت

درباره این که ثروت نفت چقدر در عادلانه بودن امور کشور نقش دارد، با شرایط موجود نیازی به استدلال نیست. «آنرا که عیان است، چه حاجت به بیان است». مهمترین نشانه عدالت که رفع فقر است به هیچ عنوان تحقق نیافته است.
از دو جنبه می توان به عادلانه بودن نفت در اقتصاد کشور پرداخت. جنبه اول این که استفاده از نفت آیا حق نسل های آینده را از بین نخواهد برد. جنبه دوم این است که آیا واقعا اقتصاد نفتی گرهی از مشکلات نسل حاضر باز کرده است؟ پاسخ به پرسش اول، در حقیقت به این سوال برمی گردد که نفت ثروت است یا درآمد؟ به نظر می رسد ماهیت نفت این است که نوعی ثروت و سرمایه ملّی برای نسل های متوالی است و تنها یک درآمد موقت برای نسل فعلی نیست. اما درباره این که چرا نفت برای نسل فعلی نیز عدالت به ارمغان نیاورده است باید گفت: پس‏ از سال 1290 که کشور به نفت دست یافت، مملکت واقعا مانند یک معتاد شده است.کشور باید از این اعتیاد که همان‏ نفت است آزاد گردد. نرمش کند به مانند یک ورزشکار با همترازهای خود کشتی‏ بگیرد، و پس از اینکه آمادگی لازم را کسب‏ کرد به حریفان بزرگتر بیندیشد. شاید آنگاه بهتر بتوان درباره مسائلی چون چگونگی رشد و توسعه پایدار، ورود به‏ تجارت جهانی و عدالت اقتصادی سخن گفت.
راهکاری که به نظر می رسد این است که کشور به تدریج از تولید نفت بکاهد(چیزی که این روزها در مجلس هم بر سر زبان ها افتاده است). و در درازمدت درآمدهای مالیاتی جایگزین درآمدهای نفتی شود و از نفت در صنایع پالایشگاهی و پتروشیمی برای تولید محصولات نفتی با ارزش صادراتی بالا استفاده شود. علت عادلانه بودن این نگرش این است که نفت به عنوان سرمایه ملی برای نسل های آینده هم می ماند. همچنین با گرفتن مالیات از ثروتمندان و پرداخت بر اساس تلاش به فقرا، شکاف درآمد جامعه کاهش می یابد. و به تدریج فرهنگ کار و تلاش جای فرهنگ مفت خوری های نفتی را خواهد گرفت. و استفاده مناسبی نیز از این ثروت بادآورده خواهد شد.
محمدرضا آرمان مهر

چند راهکار برای فقرزدایی از ایران

در زمینه رفع فقر راهکارهای زیادی وجود دارد. در اینجا به چند مورد اشاره می شود:

1. به نظر می رسد هیچ‌ برنامه فقرزدایی جامع و مصوبی که تمامی زمینه‌ها و ریشه‌های فقر را مورد توجه قرار داده باشد در ایران وجود ندارد. بنابراین اولین موضوع داشتن برنامه است.

2. از دیگر موارد بسیار مهم در برنامه‌های فقرزدائی در ایران مسئله عدم پایبندی به اجرای برنامه‌های مصوب نظام است. به عنوان نمونه اگر چه از اهداف اصلی برنامه اول بهبود سطح رفاه خانواده و محرومیت‌زدایی بود، اما در عمل به دلیل اجرای برنامع تعدیل ساختاری در کشور شرایط زندگی افراد جامعه به خصوص طبقه محروم و نیازمند جامعه را با بحران مواجه ساخت. برنامه‌های تعدیل ساختاری از طریق کنترل تقاضا و افزایش سطح عمومی قیمت‌ها آثار عمیقی بر معیشت فقرا گذاشت. به عنوان مثال اگر دولتی برای کاهش کسری بودجه خود مخارج دولتی بخش‌های مهمی چون بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و... را به نیروهای بازار واگذار نماید می‌توان تصور نمود که زندگی طبقه فقیر جامعه با چه مخاطراتی مواجه خواهد شد. به همین دلیل در بسیاری از موارد، اجرای برنامه تعدیل ساختاری همواره با گسترش و تعمیق فقر همراه بوده است. برنامه خصوصی سازی هم در مواردی در همین راستا ارزیابی می شود، که باید جداگانه بررسی شود.
3. هنوز کشور فاقد یک نهاد، سازمان یا کمیته رسمی است که مسئولیت تمام اقدامات انجام گرفته و یا آتی در امر فقر را به عهده بگیرد. به عنوان مثال با وجود نهادهای مهمی چون کمیته امداد، سازمان بهزیستی کشور، وزارت رفاه و تامین اجتماعی و...که هریک نقش بسیار مهمی در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری دارند، با وجود تجربیات موفق در امر فقرزدائی توسط این دستگاه‌ها با پدیده موازی کاری و عدم انسجام در سیاست‌ها مواجه هستیم. از این نظر شاید مناسب باشد نهادهای مزبور زیر مجموعه یک نهاد بزرگتر قرار بگیرند.
4. برای حل مسئله فقر در ایران راه حل خودی لازم است و باید شرایط حاکم بر کشور را در نظر داشت. به قول مرحوم دکتر شریعتی برای حل مسائل این کشور «تفکر ترجمه‌ای» شایسته نیست. مهم درونی کردن و ایرانی کردن نظریات و تئوری‌های فقرزدایی در داخل کشور است.

محمدرضا آرمان مهر