آرمان عدالت

داستان عدالت(9): بازنشستگی

پیرمرد نصرانی عمری کار کرده و زحمت کشیده بود، اما ذخیره و اندوخته ای نداشت. آخر کار کور هم شده بود. پیری و نیستی و کوری همه با هم جمع شده بود و جز گدایی راهی برایش باقی نگذارد؛ کنار کوچه می ایستاد و گدایی می کرد. مردم ترحم می کردند و به عنوان صدقه پشیزی به او می دادند و او از همین راه بخور و نمیر به زندگانی ملالت بار خود ادامه می داد.

تا روزی امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) از آنجا عبور کردند و او را به آن حال دیدند. امام علی (ع) به صدد جستجوی احوال پیرمرد افتادند تا ببینند چه شده که این مرد به این روز و  حال افتاده است؟ ببینند آیا فرزندی ندارد که او را تکفل کند؟ آیا راهی دیگر وجود ندارد که این پیرمرد در آخر عمر آبرومندانه زندگی کند و گدایی نکند؟

کسانی که پیرمرد را می شناختند آمدند و شهادت دادند که این پیرمرد نصرانی است و تا جوانی و چشم داشت کار می کرد؛ اکنون که هم جوانی را از دست داده و هم چشم را، نمی تواند کار کند، ذخیره ای هم ندارد، طبعاً گدایی می کند.

امام علی (ع) فرمودند: «عجب! تا وقتی که توانایی داشت از او کار کشیدید و اکنون او را به حال خود گذاشته اید؟! سوابق این مرد حکایت می کند که در مدتی که توانایی داشته کار کرده و خدمت انجام داده است. بنابراین برعهدۀ حکومت و اجتماع است که تا زنده است او را تکفّل کند. بروید از بیت المال به او مستمری بدهید ».

منبع: داستان راستان

معیار موجودگرایان (قابلیت گرایان) درباره عدالت(5)

تا کنون به چهار مورد از معیارهای موجودگرایان درباره عدالت اشاره شده است. در اینجا به نظر پنجم اشاره می شود:
ث- یکی از متفکرین در این رابطه کریستول (Kristol) است. او ضمن مخالفت با دخالت دولت در توزیع مجدد درآمد، مساله اساسی را امکان تحرک اجتماعی(Social Mobility) بر می شمارد، و معتقد است اگر فقرای امروز جامعه بتوانند ثروتمندان آتیه باشند، و امکان کاهش نسبی درآمد ثروتمندان نیز درآینده باشد، در این صورت با قبول تغییر وضعیت اقتصادی افراد در گذر زمان امکان دارد افراد بسیار فقیری نیز در جامعه باشند، اما این امر مشکل اجتماعی-اقتصادی مهمی نخواهد بود، زیرا در این حالت فقر به طور پیوسته گریبانگیر عده ای خاص نخواهد بود. گویا او توزیع متناسب چرخه های فقر دربین اقشار مختلف اجتماعی را نوعی عدالت می شمارد. در نظر او سیاست گذاری های دولت و سیاست های فعال جهت توزیع درآمد، تنها زمانی توجیه دارد که امکان تحرک و جابجایی اجتماعی وجود نداشته باشد.(همچنان که به نظر می رسد طرفداران مکتب مطلوبیت گرایی این عقیده را دارند) (خرمی،۱۳۷۵: ۱۴۱).
از دید اقتصاد اسلامی، در صورتی که کاستی های توزیع درآمدی و پدیده فقر بسیار کوتاه مدت باشد، شاید این نظریه تعارض شدیدی با تعالیم اسلام نداشته باشد، اما روشن است که فقر در جوامع کنونی شدت زیادی دارد و این نظریه ای نیست که با تعالیم اسلامی سازگاری داشته باشد.

شعر عدالت(18): پایداری حکومت ها

پایداری حکومت‌ها و ایجاد امنیت در جوامع در سایۀ اجرای عدالت و دادگری محقّق می‌شود. این امر در اشعار بیشتر شعرا مشهود است که به برخی از این اشعار اشاره می‌شود:

مملکت از عدل بُوَد پایدار/ کار تو از عدل بگیرد قرار   «نظامی»

عدل آمد و  امن آمد و رستند رعیّت / از پنجۀ‌ گرگان ربایندۀ غدّار   «فرخی سیستانی»

داد کن، از همّت مردم بترس/ نیمشب از بانگ تظلّم بترس   «نظامی»

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد/ جهان بگیرد، اگر دادگستری داند   «حافظ»

اگر دادگر باشی ای شهریار/ نمانی و نامت بُوَد یادگار       

اگر کشور آباد داری به داد/ بمانی تو آباد و از داد، شاد      

فریدون فرّخ فرشته نبود/ به مشک و به عنبر سرشته نبود

به داد و دِهِش یافت آن نیکویی/ تو داد و دهش کن، فریدون تویی   «فردوسی»

برخی از شعرا هم معتقدند که هرکس در این دنیا دادگر باشد، علاوه بر نیکنامی که نصیبش می‌شود؛ آن دنیای خود را هم آباد می‌کند و دادگران همواره پیروزمندانند:

همه داد کن تو به گیتی درون/ که از داد هرگز نشد کس نِگون   «دهخدا»

هرکه در این خانه شبی داد کرد/  خانۀ فردای خود آباد کرد  «نظامی»

برگرفته  از روزنامه اطلاعات

برچسب‌ها: شعر عدالت، Poem of Justice