X
تبلیغات
رایتل

آرمان عدالت

شعر عدالت(11): شکایت پیرزن

شعر شکایت پیرزن پروین اعتصامی از اشعاری است که وی با بیان داستانی از رویارویی یک پادشاه با پیرزنی روستایی، مشکلات و معضلات مهمی از جامعه را از زبان پیرزن به تصویر می‌کشد:
روز شــــکار، پـــیرزنی با قبــــاد گفت/ کز آتــش فســـاد تو، جز دود آه نیـــست
روزی بـــیا به کلبـــه ما از ره شــــکار/ تحــقیق حال گوشــــه‌نشینان گناه نیست
هنگــام چاشـت، سفره بــی‌نان ما بــبین/ تا بنگری که نام و نـــشان از رفاه نیست
دزدم لحــاف برد و شبان گاو پــس نداد/ دیگر به کشـــور تو، امان و پناه نیــست
سنگــینی خراج، بمــا عرصه تنـــگ کرد/ گــندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیـست
در دامــــن تو، دیــده جز آلودگــی ندید/ بر عیب های روشن خویشت، نگاه نیست
حکم دروغ دادی و گفتــــی حقیقت است/ کــار تباه کــردی و گـــفتی تباه نیــست
صدجور دیدم از سگ و دربان به‌درگهت/ جز ســفله و بخیل، درین بارگـــاه نیست
ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهــی/ یغماگر است چون تو کسی،‌ پادشاه نیست
مُردی در آن زمان که شدی صید گرگ آز/ از بهر مُرده، حاجت تخت و کلاه نیست
یک دوست از برای تو نگذاشت دشــمنی/ یک مرد رزمجـوی، ترا در سپـــاه نیست
جمـــــعی ســیاه روز سیه کاری تواَند/ باور مــکن که بهر تو روز سیـــاه نیست
مــزدور خفته را ندهــــد مزد، هیچکس/ میـدان همت است جهان، خوابگــاه نیست
تقویم عمر ماست جهان هرچه‌می‌کنیم/ بیرون ز دفتر کــهن سال و مـــاه نیست
سختی‌کشی ز دهر، چو سختی‌دهی به خلـق/ در کیفر فلــــک، غلط و اشــــتباه نیست
مهمترین نکته ای که پروین در این شعر بر آن تاکید دارد این است که سیاهی و تباهی جامعه در اثر فساد و هوسرانی حاکمان فاسد است.  به نظر می رسد تحقق عدالت، باید در درجه اول از حاکمان جامعه شروع شود تا به همه اقشار سرایت کند. به دیگر سخن نیاز به حرکت از بالا به پایین است. سران جامعه باید از نزدیک به دردهای اجتماعی آشنا باشند تا بتوانند درمان درخوری را ارائه دهند.  بی‌خبری از وضع زندگی مردم و قدرت طلبی حاکمان باعث سیاه‌ روزی و تیره بختی مردم جامعه خواهد شد. و اگر حاکم بر مردم سخت بگیرد، عاقبت نیز دچار سختی و رنج خواهد شد.   
برچسب‌ها: شعر عدالت، Poem of Justice

چالش در مصادیق(17): مواردی از بی عدالتی در سازمان بهزیستی شاهرود

عدالت در سطح کلی جامعه و در سطح خرد مثل یک سازمان بسیار مهم و ضروری است. به نظر می رسد که بی عدالتی در سازمان های خصوصی بیشتر از سازمان های دولتی باشد، اما در سازمان های دولتی هم بی عدالتی هایی صورت می گیرد.  یکی از دانشجویان گرامی برای طی کردن دوره کارآموزی در اداره کل سازمان بهزیستی شاهرود معرفی شد. بعد از اتمام دوره کارآموزی از وی خواستم مواردی را که احساس می کند ممکن است بی عدالتی در سازمان باشد بنگارد تا در وبلاگ منتشر شود. این مواردی است که ایشان برشمرده است. یادآوری می شود که هدف از این کار، کمک به رفع بی عدالتی های اجتماعی و نقد سازمان مورد نظر برای اصلاح اشکالات احتمالی به صورت مصداقی است. اگر موردی به اشتباه بیان شده است یا واحد مربوطه توضیحی دارد، تقاضا داریم یاداوری کنند تا حذف یا توضیح داده شود. در سازمان بهزیستی شاهرود، بی عدالتی هایی وجود دارد که می توان به برخی از آن ها اشاره نمود:

1. نارضایتی افراد شاغل در این سازمان از بابت ندادن ارتقاء درجه با توجه به پیشرفت هایشان: در این سازمان کارکنانی که به اصطلاح سر و زبان بیشتری داشتند و با مدیر نزدیک تر و  راحت تر بودند، با انجام کارهایی اضافه برای مدیر، دل وی را به دست می آوردند و موفق به ارتقاء درجه می شدند. مشکلی که در این سازمان افراد شاغل کم ادعا از آن شاکی بودند، نبودن مبنایی خاص و تعریف شده مانند تجربه کاری یا آزمون یکسان برای ارتقاء درجه بود. 

2. چندشغله بودن مدیر: مدیر این سازمان به علت چند شغله بودن در کارهای مختلف، حضور دایم و منظمی در سازمان نداشت. مثلا برخی اوقات از محل کار دیگر به ایشان اطلاع داده می شد که در آنجا حضور پیدا کنند که در نتیجه سازمان را ترک می کردند. این مشکل علاوه بر بی عدالتی نسبت به وظایفی که مدیر در آن سازمان دارد، در جامعه ما که نرخ بیکاری بیداد می کند، نوعی بی عدالتی نسبت به سایر افراد تحصیل کرده است.

3. نارضایتی افراد شاغل در این سازمان از حقوق خود: کمتر افرادی در سازمان های دولتی پیدا می شوند که از حقوق دریافتی خود راضی باشند. افراد این سازمان نیز معتقد بودند نسبت به حجم کاری که دارند و مشکلات کاریشان حقوق مناسبی دریافت نمی کنند.
4. کم بودن پرسنل تحصیل کرده و متخصص: اعتقاد مدیریت به این که کارکنان این سازمان باید حتما شناخته شده باشند سبب شده است که به تحصیلات و تخصّص افراد توجهی نشود. فرایند استخدام نیرو در این سازمان به طور کامل به اختیار مدیریت است و افرادی که مدیر شناخت بیشتری روی آنها دارد شانس بالاتری برای استخدام دارند. مدیر معتقد است ورود افراد تازه کار به داخل سازمان باعث تنش می شود، پس بهتر است از نیروی کار آشنا استفاده کرد؟!. 
5. به همه افراد مراجعه کننده توجه یکسانی نمی شود. به افرادی که مشکلات ظاهری حادتری دارند توجه بیشتری نسبت به سایرین می شود. البته این در مواردی دارای توجیه است، اما نباید سبب تبعیض در رسیدگی شود.

با وجود این کاستی ها، نمی توان خدمات فراوان این عزیزان را نادیده گرفت. چرا که نواقص در ارگان های مختلف وجود دارد و هدف ما کاهش و رفع این نواقص است.

مریم عامریان، محمدرضا آرمان مهر

برخی آثار و نتایج عدالت اجتماعى

عدالت اجتماعى با آثار و نتایج شگفت فردى، اجتماعى و تکوینى همراه است که هیچ امرى چون آن از چنین پیامدهایى برخوردار نیست. با عدالت است که رحمت هاى الهى سرزمین ها را به وفور فرامی گیرد: «من عدل فى البلاد نشر الله علیه الرحمة» (شرح غررالحکم، ج 5، ص 337) هر که در سرزمین ها عدالت کند، خداوند رحمت را بر او پهن کند. به سبب عدالت برکت ها دو چندان مى‏شود: «بالعدل تتضاعف البرکات»(همان، ج 3، ص 205). سلوک به عدالت باعث اثرهاى تکوینى شده، رفاه و امنیت خلق را تأمین مى‏کند. چیزى مانند داد سرزمین ها را آباد نسازد:«ما عمرت البلدان بمثل العدل.» و به این ترتیب کار مردمان اصلاح مى‏شود: «العدل یصلح البریه.»(غررالحکم، ج 1، ص 29) و امور خلایق به صلاح در مى‏آید:«بالعدل تصلح الرعیة»(همان، ص 292) در نتیجه عدالت، مردم به بى نیازى مى‏رسند و فقر و نادارى از میانشان رخت مى‏بندد: «لو عدل فى الناس لاستغنوا.» و جامعه و مردمان و حکومت به امنیت و عزتى تمام دست مى‏یابند. 
عالم جلیل القدر شیعه، ابن فتال نیشابورى که در سال 508 هجرى به شهادت رسیده است، در روایتی زیبا این حقیقت را بازگو کرده است. ذوالقرنین نبى(ع) پس از پایان بردن ساخت سدّ، به شهرى وارد مى‏شود که مردم آنجا را در رفاه و امنیت و عزت کامل مى‏بیند، علت را جویا مى‏شود و آنها ثمرات و نتایج عدالت را بازگو مى‏کنند، این ماجرا چنین است: همچنان که مى‏رفت به امتى عالم از قوم موسى رسید که به حق هدایت مى‏کردند و بر مبناى آن عدالت مى‏کردند پس چون آنها را دید، به ایشان فرمود: اى مردم مرا از وضع خود آگاه کنید که من تمام شرق و غرب و خشکى و دریا و پستى و بلندى و روشنایى و تاریکى زمین را پیموده‏ام و با جامعه‏اى مانند شما برخورد نکرده‏ام. چرا گور مرده‏هایتان بر در خانه‏هایتان است؟ گفتند: براى اینکه مرگ را فراموش نکنیم و یادش را از دلهایمان بیرون نکنیم. فرمود: چرا خانه‏هایتان در ندارد؟ گفتند: در میان ما مشکوک و دزد نیست و جز انسان هاى امین در میان ما کسى نیست. فرمود: چرا فرماندهانى ندارید؟ گفتند: ما به یکدیگر ستم روا نمى‏داریم. فرمود: چرا پادشاه ندارید؟گفتند: ما ثروت اندوزى نمى‏کنیم. فرمود: چرا بر یکدیگر برترى ندارید و متفاوت نیستید؟ گفتند: زیرا با یکدیگر مواسات و مهربانى مى‏نماییم. فرمود: چرا با یکدیگر اختلاف ندارید و نزاع نمى‏کنید؟ گفتند: به سبب نزدیکى و الفت قلبهایمان واصلاح میان یکدیگر. فرمود: چرا زیاده روى و کشتار میان شما نیست؟ گفتند: زیرا اراده خود را بر طبیعتمان و بردبارى را بر هوس‏هایمان چیره کردیم. فرمود: چرا وحدت کلمه دارید و بر راه مستقیم سیر مى‏کنید؟ گفتند: زیرا به یکدیگر دروغ نمى‏گوییم و نیرنگ نمى‏زنیم و پشت سر یکدیگر بدگویى نمى‏کنیم. فرمود: مرا خبر دهید که چرا میان شما نیازمند یافت نمى‏شود؟ گفتند: زیرا ما به طور مساوى تقسیم مى‏کنیم. فرمود: چرا بین شما انسان خشن و تندخوى وجود ندارد؟ گفتند: از افتادگى و فروتنى است. فرمود: چرا خداوند طولانى‏ترین عمرها را به شما داده است؟ گفتند: چون به حق رفتار و به عدل حکم مى‏نماییم(روضة الواعظین، ص 478).
www.porsojoo.com و  سیره نبوى، مصطفى دلشاد تهرانى(ج 2، ص 189-241) و محمدرضا آرمان مهر