آرمان عدالت

شعر عدالت(21): عدالت در شعر سعدی(1)

اساس عالم مطلوب سعدی، عدالت است و دادگستری. یا به تعبیر او «نگهبانی خلق و ترس خدای». به همین سبب نخستین و مهمترین باب بوستان خود را بدین موضوع اختصاص داده است. وی فرمانروایی را می پسندد که روی اخلاص بر درگاه خداوند نهد؛ روز، مردمان را حکم گذار باشد و شب، خداوند را بنده ی حق گزار، زیرا معتقد است کسی که از اطاعت خداوند سر نپیچد هیچ کس از حکم او گردن نخواهد پیچید. پندهایی از زبان پدر به هرمز و نصیحت پدر به شیرویه نیز به منزله ی زمینه و طرحی است برای پدید آوردن چنین دادپیشگی و دنیایی:

شنیدم که در وقت نزع روان *** به هرمز چنین گفت نوشیروان

که خاطر نگه دار درویش باش *** نه دربند آسایش خویش باش...

خرابی و بدنامی آید ز جور *** رسد پیش بین این سخن را به غور

بر آن باش تا هرچه نیت کنی *** نظر در صلاح رعیت کنی

الا تا نپیچی سر از عدل و رای *** که مردم ز دستت نپیچند پای

گریزد رعیت ز بیدادگر *** کند نام زشتش به گیتی سمر

از آن بهره ورتر در آفاق کیست *** که در ملک رانی به انصاف زیست 

 «بوستان، باب1، صص212- 211»

بدین ترتیب سعدی پیشرفت حکومت را متکی بر پیوند با مردم می داند. برای استقرار عدالت، به عقیده ی او راه آن است که در هر کار صلاح رعیت در نظر گرفته شود. اشخاص خداترس را بر مردم بگمارند و به کسی که مردم از آنان در رنجند کاری نسپارند. پیروزی در آن است که مردم راضی باشند و خوش دل. در جهان مطلوب سعدی، ستم و بیداد مذموم است از این رو کیفر دادن به عامل ظلم را بر فرمانروا واجب می نماید. در ولایتی که راهزنان قدرت یابند لشگریان را مقصر می داند و مسئول. در مدینه فاضله سعدی رعایت خاطر غریبان نیز به همان نسبت واجب است که ادای حق مردم بومی. بی سبب نیست که از زبان مردی در بر و بحر سفر کرده و ملل مختلف آزموده و دانش آموخته، بهترین صفت شهری را آسوده دلی مردم آن جا می شمارد. جهان داری موافق شریعت، مطلوب سعدی است و کشتن بدکاران را به فتوای شرع روا می داند(ادامه دارد)

منـابـع: محمد دبیرسیاقی، بوستان سعدی، گلستان سعدی، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1380/ محمد غفوری، اندیشه جامع سعدی، انتشارات حافظ نو، تهران، 1365